تبلیغات
دل شکسته - مهتاب

دل شکسته

مهتاب

کجایی ای تمام ارزویم بیا ای منتهای جستجویم
  
شب و روزم به یادت میشود طی سپر شد عمر من پس میرس کی

بی عمر را حاصل نباشد بهشتم بی رخت کامل نباشد

 بهشت من تویی ای دلبر من چه خوش باشد بیایی در بر من

زهجران و فراقت بی قرارم به دل داغ غم هجر تو دارم 

کنارم هستی و دورم ز یادت تو با مایی و مهجورم ز یادت

ز تو لطف است و از ما بی حیایی ز تو وصل است و از ما هر دم جدایی

 بترسم این جدایی دور گردد مرا این ارزو در گور گردد

تو را نادیده بنده هر دو چشمان بدون دیدن رویت دهم جان 

به ماه روی تو دل بسته دیده که چشمی چون تو مهتابی ندیده

طواف روی تو بنموده خورشید که بخشی پرتویی ای نور جاوید

بیا ای چشمه ی نور جهان تاب که گردد مات تو خورشید و مهتاب

نظر کن گوشه چشمی حال ما را بیا ای یوسف زیبای زهرا

 بیا ای دلربای فاطمیون که از هجر تو عالم گشته مجنون

جنون هجر تو بر جان اثر کرد جهان را یکسره بی برگ و بر کرد

غم عشقت به دلها چون کمند است دو ذست عالمی سویت بلند است

زمین و اسمان ها در دعایت کند هر ذره ای از جان صدایت

چو سازد بلبلی با نغمه اواز ندایت میکند هر غنچه ی ناز

به روح و جان هستی همچو جانی تو تنها یاور غم دیدگانی

 تو با مهرت به کنج دل نشستی یگانه صاحب دلها تو هستی

بیا ای یوسف محبوب هر دل که از بویت صفا اید به محفل

 دو چشم خسته عالم چو یعقوب تو را دارد طلب ای یار محبوب

که شاید بوی پیراهن بیاید دو چشم تار ما روشن نماید

 پیامت با صبا گفتم سحر گاه نشستم با امیدت بر سر راه

نظر کن بر من در راه مانده گدایی که تو را هر لحظه خوانده

 صدای جان هر دل خسته ای تو ندای هر دل بشکسته ای تو

تو  را دارد نوا لبها به مجلس بیا مهدی زهرا جان نرگس

 بیا ای یوسف محبوب هر دل که از بویت صفا اید به محفل



+ نوشته شده در سه شنبه 6 تیر 1391 ساعت 04:24 ب.ظ توسط سحر | نظرات()