تبلیغات
دل شکسته - دارم زد و رفت

دل شکسته

دارم زد و رفت

پشت پرچین دم و ثانیه دارم زد و رفت 
آتشی بر همه دار و ندارم زد و رفت 

من که با خوب و بدش ساخته بودم همه عمر 
پشت پا بر همه قول و قرارم زد و رفت

وقتی از کوجه تنهایی من رد میشد 
به پلاسیدن بی واسطه جارم زد و رفت

خیس باران صفا بود بهارم با او 
برگ خشکی به سر زلف بهارم زد و رفت 

آشنا بود ولی پنجره را وقتی بست 
بر هم آسودگی صبر و قرارم زد و رفت

او که آواز خوش و ساده موسیقی بود 
ساز بی عاطفه با زخمه تارم زد و رفت

فارغ از گریه (سحر) ،و پریشانی حال
طعنه بر طی شدن لیل و نهارم زد و رفت

می سرائید رثا گونه ام از واژه غم 
بوسه بر سردی نمناک مزارم زد و رفت  



+ نوشته شده در سه شنبه 7 آبان 1392 ساعت 09:20 ق.ظ توسط سحر | نظرات()