تبلیغات
دل شکسته - غزل عشق

دل شکسته

غزل عشق

گفتم کجا گفتا بخون 

گفتم چه وقت گفتا کنون 

گفتم سبب گفتا جنون

گفتم مرو خندید و رفت

گفتم که بود گفتا که یار

گفتم چه گفت گفتا قرار 

گفتم چه زد گفتا شراب

گفتم بمان نشنید و رفت

آندم بریدم از زندگی دل 

کامد به مسلخ شمر سیه دل

او می دویدو من می دویدم

او سوی مقتل من سوی قاتل 

او می نشست و من می نشستم

او روی سینه من در مقابل

او می کشید و من می کشیدم

او از کمر تیغ و من آه از دل

او می برید و من می بریدم

او از حسین سر من از او دل




کاری از آقای کویتی پور



+ نوشته شده در سه شنبه 14 آبان 1392 ساعت 04:49 ب.ظ توسط سحر | نظرات()